به گزارش «سراج24»، «بهت»،کلیدواژه مشترک دو مناظره تاریخی سال ۸۸ و سال ۹۲ برای بینندگان تلویزیون بود. آقای ضرغامی سکوت کرده است و شایعههای حضور نیافتن نامزدها در دور دوم و سوم مناظرهها یکی پس از دیگری تکذیب میشود.
فقط خود مرتضی حیدری، عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیما، مجید آخوندی معاون سیاسی سازمان و محمدعلی دارابی معاون سیما میدانستند که در پشت خندههای حیدری در آغاز بخش دوم مناظرههای تاریخی امسال تلویزیون چه برنامهای خوابیده است. به فاصله چند ثانیه همه ژستهای جدی و متفکرانه 8 نامزد انتخابات امسال تبدیل به یک نمایش ژورنالیستی تلویزیونی شد.
اتفاقات دنیا معمولا دوبار تکرار میشوند؛ تراژدی مناظرههای تلویزیونی 4 سال قبل بعد از اعلام هشدار کوتاه محمود احمدینژاد، چیزی که در فرهنگ اصطلاحات سیاسی در ایران به «بگم بگم» مشهور شد اتفاق افتاد. وقت این نوبت احمدینژاد در حال به پایان رسیدن بود که در ثانیههای آخر وقتش، نامزد روبرویش را با بلند کردن نصفه و نیمه یک پوشه آبیرنگ به مرز سکته رساند. موسوی اعلام آمادگی کرد برای شنیدن ادعای احمدینژاد، اما چارهای نداشت باید 20 دقیقه صحبت می:کرد تا نوبتش تمام شود و بعد احمدینژاد قصهاش را شروع کند و احمدینژاد بلد بود که چگونه 20 دقیقه آدم روبرویش را به سختترین 20 دقیقه زندگیاش بدل کند. 20 دقیقهای که پرهیجانترین 20 دقیقه تلویزیونی ایرانیها در تمام عمر تاریخ تلویزیون هم شد.
و حالا چهار سال بعد قضیه دوباره در حال تکرار بود. در حالیکه مسئول ارسال پیامکهای خبرگزاری تسنیم در حال تلاش برای پوشش دادن قسمت دوم مناظرهها بود تلاش او بعد از 5 دقیقه ابتدایی قسمت دوم قطع شد. تلاشی که خیلی زود در همه خبرگزاریها فروکش کرد. هیچ کس نمیدانست چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این بار هم همه بهتزده شده بودند.نامزدهای کت و شلوارپوش و عصاقورت داده دومین مسند اجرایی کشور حالا باید جلوی 10ها میلیون بیننده تلویزیونی فکر میکردند تا از عکسهایی که معلوم نبود برای کی و کجا هستند قصهای دربیاورند و با ادامه لبخندهای ملیحشان روبروی دوربین زنده تلویزیون سعی کنند خودشان را نبازند.
اما این همه ماجرا نبود نامزدها برای اولین بار در زندگیشان مجبور به یک انتخاب صریح و قاطع جلوی دوربینهای تلویزیونی، دقیقا در همان زمانی که به این دوربینها نیاز مبرمی داشتند، شده بودند. چیزی که یکی از نامزدها به کنایه آزمون تستیاش خواند در واقع چیزی جز اجبار به انتخاب نبود. انتخابی که به عقیده نامزدها جایش دقیقا همینجا نبود؛ جایی که رایها ساخته میشدند. اجبار به انتخاب صریح در مورد سوژههایی که عموما وابستگی مستقیمی به انتخاب بین عامه پسندی و علم"گرایی دارد مسلما بدترین موقعیت برای یک نامزد انتخاباتی در ایران است و این همان موقعیتی است که مناظره روز جمعه هفته گذشته برای نامزدها طراحی کرد.
مناظره تاریخی جمعه عصر نامزدها، ساعت 8 جمعه بعد از لبخند حیدری هنگام خداحافظیاش از بینندگان پایان نیافت. درست همان زمانی که دوربینهای پخش زنده تلویزیونی خاموش شدند، دوربینهای دیگری روشن شدند که یک گزارشگر میکروفن به دستِ خندان جلوی آن حرکت می:کرد. درست فردای همان شب، صداوسیما در همه بخشهای خبریاش گزارشی پخش کرد که با یک موزیک لایت در پسزمینهاش شرح مفصلی از مناظرههای دیروز بود. شرحی که در پرده آخرش همین گزارشگر بعد از مناظرهها به سراغ نامزدهای عرقکرده میرفت و از آنها در مورد پیشنهاداتشان در مورد شکل مناظره میپرسید. پرسشهایی که اغلب جوابی برای آنها وجود نداشت، اما دیگر راه پاسخ «سوال غلط است» هم بسته شده بود.
4 سال قبل محمود احمدینژاد در لحظات پایانی مناظره به پورحسین مجری محجوب مناظرهها که دائما کمبود وقت را یادآور میشد، گفت:" وقت که هست، سه ساعت چهارساعت برنامه را باز بگذارید حرف بزنیم." چیزی که احتمالا نامزدهای امسال دیگر آروزیش را نداشتند. حداقل اینکه نگاه چندباره نامزدها در انتهای مناظرهها به ساعتهای مچی بسته شده به دستشان این را نشان میداد و عکس پایان، ساعتی که دقیقا روی ساعت 7 و 15 دقیقه ایستاده بود ، تیرخلاصی بود به همه آرزوهای تلویزیونی نامزدهای انتخابات امسال. رایی ساخته نشده بود از مناظرههای رایسازی که در انتخابات قبلی رایها را میلیونی بالا و پایین میبرد.
در 30 دقیقه انتهایی مناظره، مرتضی حیدری دو دقیقه از وقت مناظره را دقیقا به نصحیتکردن نامزدها گذاشت.نصیحتهای سادهای مثل اینکه بهتر است اول سوالها را بشنوید و بعد اعتراض کنید. اگر به دام نشانهشناسی نیفتیم این دو دقیقه مهمترین اتفاق مناظره جمعه بود. رسانه ابرقدرتی در ایران که حالا دیگر آنقدری قدرت پیدا کرده است که با اعتماد به نفس اعلام می:کند پیشنهادهای 8 رجل سیاسی برجسته در شکل مناظرههای بعدی را فقط بررسی می:کند. دیروز صبح یکی از نامزدها اعلام کرد که ضرغامی با او تماس گرفته است و از او عذرخواهی کرده است. مدیرکل روابط عمومی صداوسیما بلافاصله به میدان رسانهها آمد و با اعتماد به نفس کامل این ادعا را تکذیب کرد. سهرابی عصر دیروز به تسنیم اطمینان داد که ساختار کلی مناظرهها تغییر نخواهد کرد.
صداوسیمای ایران، مرد روزهای بحران است، اما اگر بحران نباشد خودش بلد است بحران درست کند و بعد هم شروع کند به مدیریتش. این نتیجه نهایی مناظره جمعه عصر بود با کمی چاشنی قدرتنمایی از سوی سازمانی که در عرض 8 سال چاپخانههای پررونق زمان انتخابات و خیابانهای فرش شده به تراکتها و پوسترهای انتخاباتی را تبدیل به خیابانهای معمولی ایام دیگر سال ساخت. خیابانهایی که وقت مناظرههای تلویزیونی در غروب یک روز نهچندان خنک بهاری، حتی پارکها و تفریحگاههای عمومیاش هم خالی شدند.
آقای ضرغامی سکوت کرده است و شایعههای عدم شرکت برخی نامزدها در مناظرههای دور دوم و سوم یکی پس از دیگری تکذیب میشود، در حالی که حتی خود نامزدها هم این شایعهها را باور نمیکنند، چه کسی میتواند حتی تصور کند که نامزدهایی که 90 دقیقه قبل از مناظرههای دور اول در صداوسیما حاضر شده بودند یکی از آن 8 صندلی تاریخی را خالی کنند؟



